الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
17
تفسير مجمع البيان (فارسى)
بضم ميم و سكون ثاءِ ، و جمع آن را « مثلات » بضم ميم و ثاء خواندهاند . مثل غرفه و غرفات . در جمع آن « مُثَلات » و « مُثْلات » نيز گفتهاند . مقصود : در آيات پيش ، خداوند متعال بيان كرد كه بر آفرينش و اعادهء موجودات ، قادر است . اكنون مىفرمايد : اينكه برخى از مردم ، منكر بعث و نشر مردگان ميشوند ، تعجب آور است . وَ إِنْ تَعْجَبْ : اگر ، اى محمد ، از انكار كافران نسبت به زنده شدن مردگان ، تعجب مىكنى ، با اينكه آنان نسبت به آفرينش اوليهء مخلوقات ، اعتراف دارند ، اين تعجب بجاست ، زيرا چنين انكارى شگفت انگيز است . بديهى است كه خداوند متعال ، متصف به تعجب نميشود ، زيرا تعجب اين است كه انسان از سرّ چيزى بى خبر باشد و خداوند از همه چيز آگاه است . فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَ إِذا كُنَّا تُراباً أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ : تعجب در اين است كه آنها مىگويند : آيا بعد از آنكه خاك شديم بار ديگر مبعوث ميشويم ؟ ! چگونه چنين چيزى ممكن است ؟ ! خداوند متعال نطفه را در رحم تبديل به خون بسته ، سپس تبديل به چيزى شبيه به گوشت جويده ، سپس تبديل به گوشت مىكند . انسان پس از طى اين مراحل ، دچار مرگ و سرانجام خاك مىشود ، خاك مادهء نخستين آفرينش انسان است . هر گاه ممكن و جايز باشد كه انسان تبديل به خاك شود ، چه مانعى دارد كه همين خاك ، مجدداً تبديل به انسان گردد ؟ ! تبديل خاك به انسان را خداوند ، « آفرينش جديد » ناميده است . متكلمان اختلاف كردهاند كه خداوند چه چيز را از نو مىآفريند ؟ ابو على جبايى گويد : لازم نيست بدن از ذراتى كه روزى جزءِ آن بودهاند ، درست شود . بلكه كافى است از موارد اين دنيا درست شود . ابو هاشم و پيروانش گويند : بايد از ذرات همين بدن درست شود . اينها نيز اختلاف دارند .